تبلیغات
یا منجـی عـــــــــــــــــــــــــــدالت - یک نکته و هزار ...
یا منجـی عـــــــــــــــــــــــــــدالت
اللهم عجل لولیک الفرج

نعره ی هیچ شیری خانه چوبی را تخریب نمی کند

من از سکوت موریانه می ترسم





نوع مطلب :
برچسب ها : شیر، موریانه،
لینک های مرتبط :

یکشنبه هفدهم دیماه سال 1391 :: نویسنده : تیمور کرمی
شنبه چهاردهم مردادماه سال 1396 08:05 ق.ظ
I couldn't refrain from commenting. Exceptionally
well written!
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشتماه سال 1392 01:52 ق.ظ
سلام:

ممنون.............

جان من کجایی، کجایی، که بی تو دل شکسته ام ...
سر به زانوی غم ، نهادم، به گوشه ای نشسته ام ...

آتشم به جان و خموشم، چو نای مانده از نوا
مانده با نگاهی، به راهی، که می رود به ناکجا ...
التماس دعای فرج.
جمعه بیستم بهمنماه سال 1391 11:22 ق.ظ

هر جمعه یک پیام به امید ظهور

مهدی فدای میـم و هـ و دال و یـایِ تو
کو دلبری که می رسد آیا به پـایِ تو؟

ای منجی جهانِ پُر از ظلم و جور و کین
اِذن ظهور کی دَهَدَت ؟ پس خـدای تو

کی تکیه میکنی تو به دیوارِ بیتِ حق؟
کی بشنوند خَلق ؛ اذان بـا صـدایِ تو؟

بیند چه وقت ؟ چشم جهان و جهانیان
عالَم بـه عـدل و داد بـه زیرِ لـوای تو

ای شـیـعـه را امـیـد ؛ بیا جانِ مادرت
آن مادری که می کند او هم دعایِ تو

امـروز کاش چشـم بـبـیـنـد رخِ تو را
شد جمعه ؛ باز طفلکِ دل در هوای تو

جان را فدای خاک رهت می کنم ؛ بیا
جانی که سوخته است به عشقِ لقای تو

دارائـی من است وجـودی نحیف و زار
آن را نمایم ای گلِ نـرگس فـدای تو

تنها نـه من فـدای تـو هستیِّ خود کنم
هستند بس که جان بدهند از بـرایِ تو

قـربــانِ ربـَّنــای تـو در مـوقـعِ دعـا
جان می دهد به مرده یقین رَبَّـنـای تو

زنـگـار بستـه است اگـر آئـیـنـۀ دلم
گیرد یقین زِ دست کریمت جـلای تو

دل داده((جعفری))به تو ؛ ای دل رباترین
راضی بُوَد به آن چه که باشد رضای تو

اللهم عجل لولیک الفرج
پنجشنبه نوزدهم بهمنماه سال 1391 10:44 ق.ظ
سلام داداشی ممنون که به من سر زدی میدونم دیر اومدم ولی اومدم.
وبلاگ جالبی دارین موفق باشی
جمعه سیزدهم بهمنماه سال 1391 04:53 ب.ظ


هر جمعه یک پیام به امید ظهور

اشاره کن که بهـار از درخت سـر بـزنـد
شکـوفـه بـال بـگیـرد ، پــرنـده پـر بـزنـد
اشاره کن، تـو بخـواه از نسیـم بـرخیـزد
بـه سمتِ خـانـه بیـایـد، دوبـاره در بـزند
که می‌توانـد ، بـا یـک اشـاره ی کـوتـاه
بـه دشت ، رنـگی از ایـن خوب تر بـزند؟
نسیمِ صبح نفسهای توست ای موعود
که آمدست به شهـر شکوفه سر بـزند
اشـاره کن که خـزان از درخـت بـرخیـزد
اشاره کن که بهـاری ، دوبـاره سر بزند

اللهم عجل لولیک الفرج
جمعه ششم بهمنماه سال 1391 12:34 ب.ظ
هر جمعه یک پیام به امید ظهور

بگذار تا به لهجه ی باران بخوانمت
مانند عشق از دل و از جان بخوانمت

تا کوهها صدای مرا منتشر کنند
همراه بادهای پریشان بخوانمت

چشمم سفید گشت و تو از ره نیامدی
یعقوب وار، یوسف کنعان بخوانمت

بگذار تا به یمن ظهورت، بهار محض
بر گوش شاخه های زمستان بخوانمت

آهنگ التهاب سراب است در دلم
بگذار تا به لهجه ی باران بخوانمت

اللهم عجل لولیک الفرج
جمعه بیست و نهم دیماه سال 1391 04:29 ق.ظ


هر جمعه یک پیام به امید ظهور

نـامـدگـان و رفتـه گـان ، از دو کـرانـه ی زمــان
سـوی تـو میدوند هان! ای تـو همیشه در میان
در چمن ِتـو می چـرد ، آهـوی دشـتِ آسمـان
گـردِ سـر ِ تـو مـی پـرد ، بـاز ِسپیـد ِکهـکشـان
هر چه به گرد ِخویشتن ، می نگرم دراین چمن
آینـه ی ضمیـر ِمـن ، جـز تـو نمـی دهـد نشـان
ای گل ِ بـوستـان سـرا ، از پس ِ پــرده هـا درآ
بوی تـو میکشد مـرا ، وقتِ سحـر بـه بـوستـان
ایکه نهـان نشسته ای ، بـاغ ِدرونِ هستـه ای
هسته فرو شکسته ای،کاینهمه باغ شد روان
آه که می زند برون ، از سر و سینه موج ِ خون
من چکنم که از درون ،دستِ تو میکشد کمـان
پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غـم؟
کز نفس ِ تو دم به دم ، می شنویم بوی جـان
پیش تـو جامـه در بـرم ، نعـره زنـد کـه بـر درم
آمـدنـت کـه بنـگـرم ، گـریـه نمـی دهـد امـان!

اللهم عجل لولیک الفرج
جمعه بیست و دوم دیماه سال 1391 09:53 ق.ظ

هر جمعه یک پیام به امید ظهور

می‌برم این روزها نام تو را آرام‌تر
تا بمانم در شمار عاشقان، گمنام‌تر
نیستی ، فرصت برای درددل کردن کم است
درددل باشد برای دردهایی عام‌تر
درد اول دوری از آیینه و آیینگی است
درد دوم درد دل‌هایی از این هم خام‌تر
کاش گاهی هم به ما سر میزدی هر چند نیست
در میان خستگان از قلب ما ناکام‌تر
خشک شد لب‌های ما با چند ندبه می‌رسی؟
جان مولا، ساقی از دستِ تو شد این جام ،تر؟!
زیر لب ذکر ترا هر روز و هر شب گفته‌ام
گفته‌ای: ‌آرام‌تر، آرام‌تر، آرام‌تر!
کاسه‌ی شعر مرا از دستِ عشق انداختی
تکّه‌ای را تر کن از سرچشمه‌ی الهام، تر
میرسی و انتخابی سخت خواهی کرد، آه
بی‌گمان از عاشقانی بهتر و خوشنام‌تر
سهم ما... شوق حضور و آبروی انتظار
سهم عاشق‌های از گمنام هم گمنام‌تر!

اللهم عجل لولیک الفرج
یکشنبه هفدهم دیماه سال 1391 07:10 ب.ظ
و من گاهی اوقات
به آرامش عمیق سنگ حسادت میکنم
چقدر خیالش آسوده است
چقدر تحمل ِ سکوتش طولانیست...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


09389466117

مدیر وبلاگ : تیمور کرمی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره مطالب این وبلاگ چیست ؟







برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 حامیان قرآن

جدیدترین قالبهای بلاگفا

FreeCod Fall Hafez



كد تقویم

< سبکی نو در طراحی مذهبی p30java